به نام وجودی که وجودم زوجودش به وجود آمده است

به نام وجودی که وجودم زوجودش به وجود آمده است

Tuesday, February 23, 2010

اشک انتظار



آینه،درحسرت آخرین نگاه توست
لحظه ها درانتظار تو بی تاب ومبهم
وبرتن دیوارعکس تو می خندد
گویی مردمک ها همه درخواب
امااین تویی،تنها تو
که درآغوش سحربیداری
در سرطوفانی توموج سردی جاریست
عمق تنهایی تو وصل به سجاده عشق
که مهمان نفس های توخمپاره مرگ
وچه خوش استقبالی
توتمام سروپایت دست مهمان نفس
نور،ازچهره ی رنگین تو
بردشت شهادت پاشید
خاک،برجبهه ی پرچین تو
بوسه ی پرواززده است
دفترت آن سوترسرگفتن ازآن
ازنگاهش پیداست
آخرین صفحه ی آن همنشین کم دارد
که در این عصریخی
دخترت بااشک خودش می گوید
جبهه برگشت،برنگشتی بابا

میلاد

No comments:

Post a Comment