به نام وجودی که وجودم زوجودش به وجود آمده است

به نام وجودی که وجودم زوجودش به وجود آمده است

Friday, February 26, 2010

به سراغم بیا سهراب


سهراب بیا خودت گفتی
روزی خواهم آمد
دررگها نورخواهم ریخت
بیا رهگذر کوچه ی تنهایی من باش
چینی نازک تنهایی من سالهاست که شکسته
من در هیچستان تو گم شده ام
باغ تودر در طرف سایه دانایی است؟
پس چرا سایه ای نیست؟
شایدباران سایه ها راشسته
شایدسایه ها خوابند
بیا،ببین، زمستان درپوست بهار چه زیباست
دروغ هم دربطن حقیقت شکوفاشده است
زندگی دیگر آن حس غریب نیست که مرغ مهاجرداشت
مردم زندگی را دزدیدند
من،مرغ مهاجر،اسیر سلول مردم
بیا کفش هایت اینجاست
من بودم صدایت زدم،سهراب
می دانم مرگ پایان تو نبود
تو هنوزم هستی
لب دریا، لب حوض،روی پای تر باران
بیا، باهم پی آواز حقیقت بدویم
روشنی را بچشیم
من در اقیانوس واژه ها منتظرت می مانم
بیا باران راباخودت بیاور سهراب





3 comments:

  1. خوشم اوووووووووووووووومد

    ReplyDelete
  2. زندگی شطرنج دنیا و دل است

    قصه پررنج صدها مشکل است



    شاه دل کیش هوسها میشود

    پای اسب آرزوها در گل است



    فیل بخت ما عجب کج میرود

    در سر ما بس خیالی باطل است



    ما نسنجیده پی فرزین او

    غافل از اینکه حریفی قابل است

    ReplyDelete
  3. ممنونم از لطفت
    آمدم
    و خواندمت
    با بهترین آرزوها

    ReplyDelete